تبليغاتX
سه تفنگدار

wormbook

مرسا

wormbook

http://wormbook.blogfa.com

سه تفنگدار

سه تفنگدار

سه تفنگدار

هر چی که بخواییییییم

سه تفنگدار

من دوباره اومدم :))))))

ســــــــلاممممممممممم

خوبین؟خوبم. امتحانا چی اونا هم خوبن؟ اصلا شروع شدن؟ ما که از هشتم شروع می شن.اما خُب هرسال من امتحانای ترمو بیشتر دوست داشتم(سرم خلوت تر بود(کلا بیشتر خوش می گذشت)حالا تا ببینیم امسال چه طوره)

من نمی دونم چرا هر وقت من قراره آپ کنم اینقدر طول می کشه؟کلا وبلاگ می پوسه تا من یه آپ کنم دیگه شما به بزرگی خودتون ببخشید قرار بود هفته ی پیش آپ کنم که نشد (یعنی بیشتر به خاطر این بود که موضوعی نداشتم)بعد مص مص می خواست آپ کنه که درسا نذاشتش و گفت نوبت مرساست و قرار بود دیروز آپ کنم و حسش نیومد و بالاخره امروز خودمو مجبور کردم بیام آپ کنم(راستش همیشه من واسه اولش مشکل دارم بعد دیگه کلمه ها خودشون میان) یه چندتا پروژه هم واسه آپ کردن داشتم که هیچ کدومشون عملی نشد(وای چه با کلاس) حالا دیگه بگذریم...

راستی بقیه ی جاها هوا چه طوره؟ اهواز که امروز بارون بود.کلا امسال بارون تند، زیاد اومد مخصوصا نصفه شبا اونم با رعد و برق.خدا رو شکر دیگه مثل این چند سال اخیر نیست که درسال فقط ۴ پنج بار بارون خوب داشته باشیم در عوض هوا امسال افتضاحه اوایل که اصلا وقتی تلویزیون تبلیغ بخاری و اینجور چیزا رو می کرد ما خونمون کولر روشن می کردیم. تا الانم که درسته بخاری روشن کردیم اما اتاقا بخاری روشن نیست مدرسه هم که چند روز پیش کولر روشن کردیم یه بارم پنکه کلا گرم شدن کره ی زمین رو دارم از نزدیک نزدیک حس می کنم

راستی(کلا من تو حرفام زیاد راستی استفاده می کنم(برای پریدن از یه موضوع به موضوع دیگه))دوتا عید هفته ی پیش مبارک و فرا رسیدن ماه محرم هم...(چی می گن؟می گن تسلیت؟)

خُب می خوام این دفعه یه آپ کوچیک کنم فقط قراره با یه آپ غافل گیر کننده دو سه هفته دیگه برگردم(اما به احتمال زیاد قبلش مص مص آپ می کنه)

پس فعلا بدرووووووووووود

پ.ن:آخ جون شب یلدا نزدیکه.

پ.ن:تولد منم نزدیکه(اما نزدیکه تاسوعا آشوراس)

پ.ن:قرار بود یه چندتا عکس هم بزارم اما آدرس سایتی که باش آپلود می کردم گم شده

درسا نوشت1:پس نوبت من کی میرسه؟من بدبخت این وسط حذف شدم!!!!

جواب:مرسا نوشت۱:دیگه به من چه خودت و مص مص با هم کنار بیاید

درسا نوشت2:من کار ندارم که محرمه و این حرفاشده 5 شنبه دیگه هم باید ببریمون سینما وگرنه...........از کادو مادو خبری نیست!!!!!

جواب:مرسا نوشت۲:فکر کنم ۵شنبه سینماها تعطیل باشن

درسا نوشت2.1:اشکال نداره صبر میکنیم هر وقت باز شدن میریم!!![نیشخند]

درسا نوشت3:ببخشید خانم مهندس این پروژژژژه ی جدیدتون چیه که ما ازش خبرنداریم؟

جواب:مرسا نوشت۳:بهت گفتم یادت نیست

درسا نوشت3.1:اشکال نداره ایراد از حافظه ضعیف توئه دیگه!!![زبان]

درسا نوشت 4:تو نمیدونی چه جوری شروع کنی و بعدش کلمه ها خودشون میان؟!!!!!!نه بابا خودتو اینقدرمظلوم نشون نده هرکی ندونه منو مص مص که میدونیم تو نصف بیشترت زیر زمینه!!!!

جواب:مرسا نوشت۴:می خوای باور بکن می خوای نکن چند بار گرفتم اولش رو نوشتم تا این شد فکر می کنی چرا من نظر نمی دم واسه همینه(شد یه بار من از خودم حرف بزنم و شما به من گیر ندید؟؟؟)

درسا نوشت4.1:اصولا آپای تو جون میدن واسه گیر دادن!!![نیشخند]

درسا نوشت 5:اصولا وقتی تو میخوای آپ کنی وبلاگ نمیپوسه یا میگنده یا اینقدر طول میکشه که هکر حوصلش سر میره پامیشه میاد!!!!

جواب:مرسا نوشت۵:حرفی ندارم!!!!!!

درسا نوشت 6:دیگه حرفی ندارم اینا رو هم گفتم یه خرده آپت طولانی تر شه!!!

جواب:مرسا نوشت۶:ممنون

درسا نوشت 6.1:خاششش میکنم(مدل خودت گفتم!!!)

درسا نوشت 7:مربوط میشه به گرم شدن کره زمین که مرسا گفت:ما امروز کولر روشن کردیم!!

مرسا جون تولدت مبارک!!!!

(البته ببخشید

دیروز نیومدم تبریک بگم!!!)

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 16:0 توسط مرسا |
our fantastic teachers(part 1)i
به به سلام!!!!!!!!!!
بالاخره من هم اومدم و اونهم چه اومدنی:exiting(!!!)
بالاخره بعد از کلی دردسر قسمت شد که امروز بیام و براتون شرح حالی بنویسم از دبیرهای عزیزمون(!!!) که انشالله سایشون مستدام باد!!!
خب دیگه سرتون رو درد نیارم بریم سر اصل مطلب:
(بر اساس نام دبیر ها به ترتیب حروف الفبا:)
ف.ا:زیست شناسی:
عزیییییییییییییییزم!!! نازنینم !!!!!!!!!!!! گلم!!!!!!!!!!! این دبیر محترمه از لحظه ورود به کلاس شما رو با کلمات عزیزم،نازنینم،نازگلم،دخترای من و احتمالا به زودی :گلنازم،قربونت بشم الهی، فدای روی ماهت بشم و ..شما رو full محبت می کنه!!!
ایشون احتمالا اشتباهی وارد رشته زیست شناسی شده اند چون به شدت به نقاشی علاقه مند هستند و تمام وقت کلاس رو صرف کشیدن اجسام و اجزای مختلفِ زیستی (ازجمله اجزای سلول(رجوع شود به فصل دوم))با دقت یک دهم میلی متر می کنند و 5 دقیقه آخر زنگ رو به توضیح درس می پردازند.البته طریقه جزوه دادن ایشون هم جدا قشنگه:
پس از نوشتن کلی مطلب روی تخته و کپی شدن آن ها در دفتر توسط ما یک هم شروع می کنند وسط جمله ها مطلب و نکته اضافه کردن و شکل هایی رو که ما بعد از کلی دردسر کشیدیم پاک می کنن و شکل دیگه ای رو جاش می کشن یا پاک میکنن و پس از این که صدای جیغ ما در میاد که خانم ننوشتیم با تکه کلام های مذکور میفرمایند(از اونجایی که ما وقت زیادی داریم) اشکال نداره و همونو دوباره میکشن!!!!....در نتیجه دفترهای ما هر کدوم یک شکلیه!(پر از غلط گیر،علامت ابرو و ....)
سر کلاس این خانم شما مختارید مشغول اعمال مختلفی چون صحبت کردن با صدای بلند،سر و صدا،موشک بازی و ...... باشید و ایشون هم ممکنه بعد از گذشت یک ماه و 27 روز  فقط دو بار بگن:"نازنین هام!دخترای گلم! لطفا به درس گوش کنید و صحبت رو بگذارید برای وقت دیگه ای."
و خیلیییی چیزهای دیگه که اگه بخوام همه رو بنویسم دستم فرت میشه......
م.پ:ادبیات و زبان فارسی:
خانم پ از جمله دبیر های کلیک روی "آداب معاشرت و رفتار با معلم و ..." هستند که زمانی که وارد کلاس می شوند اگر پس از گفتن صلوات بنشینید به شدت شما را ضایع کرده و انتظار دارند تا گفتن "بفرمایید بنشینید." از سوی ایشان ننشینید!(حتی اگر تا روز بعد نگن "بفرمایید". که اصلا هم از ایشون بعید نمی باشد!!!)
حالا فکرش رو بکنید که زنگ ادبیات زنگ آخر و بعد از زنگ ورزش هم باشه که شما دارید از حال می رید....
از دیگر آدابی که شما ملزم به رعایت آن هستید تلفظ دقیق فامیل ایشون است که از شما انتظار دارند فامیل ساده شان را به طور جالبی بپیچانید و سپس تلفظ کنید.
همچنین سرکارِِ خانم از شما انتظار دارند بعد از 8 سال تحصیل ، ییهو با خط تحریری و اصول پیچیده و خاصی ، تمرین ها و مطالب را در دفترتان بنویسید وگرنه نمره فرت!
خانم م.پ به شدت رک بوده و از گفتن هیچ گونه حرف و موضوعی به  صورت مستقیم ابایی ندارند(از ذکر مثال معذورم بدارید.)
ایشان همچنین از حامیان سر سخت تفکر فمینسم و دشمنِ هرگونه پسر،مرد،آقا و.... هستند و البته از آثار آن این است که ایشان تاکنون مجرد می باشند....
و بسیاری موارد دیگر....
م.ت:English (البته با لهجه British)
"م.ت" اگر و فقط اگر "ف.ا"
متوجه نشدید؟
دبیر زبان انگلیسی بر خلاف تدریس خوب و دقیق بودنشان در گرفتن و تصحیح به موقع ورقه های امتحانی در زمینه اخلاق نقطه مقابل دیر زیست شناسی اند!
و البته این موضوع اصلا سبب سرخوردگی دانش آموزان نمی شود زیرا مدیریت محترم با قرار دادن زنگ زیست پس از این زنگ اثر این سرخوردگی را تا حد زیادی خنثی می کنند.
پس دبیر زیست اگر و فقط اگر دبیر زبان!!!*
ش.ج:ورزش:

تنها به همین امر بسنده میکنم که ایشان فقط  بچه های بسکتبال رو آدم حساب می کنند و ما بدمینتونی ها.....

ن.د:اجتماعی*:.....

ز.ر:فیزیک:

اگر مایلید باانواع مانتو ها و کفش ها کیف ها و ست های خوشگل و متنوع روز آشنا و در عین حال درس  فیزیک را هم به خوبی یاد بگیرید ،حتما سر کلاس ایشان حضور یابید توصیه های ما را جدی بگیرید.
س.ع:پژوهش:
به به گل آمد و بوی سوسن آورد....(آرایه ایهام:سوسن در این جا هم نام یک گل و هم نام یک دبیر است.....)
معلمه محترمه مکرمه پژوهش .
شما سر کلاس ایشان می توانید با انواع رفتارها و واکنش های گوناگون آشنا شوید:
-آفرین بچه ها جووووووووووووووون!
-شما چرا اینقدر چرت و پرت می گید؟
-وضع کلاس عالیه [همون لحظه برا همه 20 گذاشت]
-لازم نکرده این قدر پرت و پلا بگید خودم جواب سوال رو می دم!
و
.
.

ف.ع:ریاضی:
دبیر مهربان،مودب و .....
ایشون خیلی دوست دارن که ما رفع اشکال بشیم(!!!!!!!!!!!!) [همون رفع اشکال کردن!]
اگر سر کلاس ایشان سوالی بپرسید ایشون  با خیره شدن به میز یا دفتر یا وسایل شما پاسختان را داده و در هنگام تدریس نیز به درب کلاس خیره می شوند.......
م.گ:رایانه(!!!)
والا وجدان هم چیز بدی نیست. تا حالا دیده بودید که توی مدرسه ای که شهریه های 500-600  تومانی می گیرن(at least)
برای استفاده از سایت از بچه ها پول بگیرن!!؟؟؟
کاش لااقل با اطلاع مدرسه این کارو می کرد(هر چند بعید نیست....) یا ای کاش سرو وضعش یا ماشین های جور واجورش رو ندیده بودیم که می گفتیم به خاطر.....
البته تازگی ها با اعتراضات و تذکرات گوناگون فعلا از گرفتن پول صرف نظرکردن!
[جل الخالق(املاش درسته؟؟؟؟) آخر الزمانه دیگه!]
الف.م:العربیه:
اگر مایلید لهجه غلییییییییییییییظ عربی را fullشوید کافی است به مدت 2 جلسه سر کلاس ایشان حاضر شوید البته اصلا فکر نکنید که ایشان کلا لهجه دارند.
ایشان فقط در هنگام ادای کلمات و عبارات عربی یک هو می رن تو حس!
البته ایشون در عین حال بسیار دبیر باحال باهوش و تیزی هستند و حافظه ای بس عالی در به خاطر سپردن نام ها و سوابق دارند.(نمونه اش همین دُرسای خودمون)
ش.م:دینی:
اه.اه.اه.....
حیف این درس که توسطِ این دبیرِِ..... تدریس شه!
مگه می ذاره کسی یک کلمه حرف بزنه یا یک سوال کنه یا اصلا مگه کسی فرصت می کنه؟؟؟؟!!!!!!!!!
بس که همش یک ریز حرف می زنه....
کاش اقلا یک چیز به درد بخور می گفت یا اقلا خوب درس می داد...
توی دوهفته اول 6 درس رو می ده بعد یک هو تدریس رو متوقف می کنه و عقب گرد می کنه و تا3 هفته درس نمی ده و فقط حرف می زنه و ......
همش هم می گه:دقت کردین؟
متوجه شدین؟

حتی مهلت هم نمی ده بگیم آره یا نه!خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه.
م.م:شیمی:

اخلاقش خوبه! در س دادنش بد نیست فقط زیادی زیادتر از کتاب درس میده!
فکر کنم تو این دو ماهه مطالب تکمیلی شیمی 3 رو هم تموم کرده!!!!!!!!!!!
از ویژگی های بارز ایشان کشیدن  هر کلمه به مدت 10 دقیقه است:برای مثال:
 دمای آب می آید پاااااااااااااااااااااییییییییییییییییییین!

پی نوشت1:
new:داغ داغ از تنور در اومده: همین امروز زنگ آخر یعنی 2-3 ساعت پیش با ایشون شیمی داشتیم که یک چیز جدید کشف کردیم:خنثایِِِِِِ ِه!!!!(instead of: خنثاست.)

پی نوشت2:همه اینها نظر شخص من و عده ای از بچه های کلاس خودمون(۲/۱) هست و قطعا عمومیت نداره چون هر دانش آموز راجع به هر دبیری نظر خاص خودش رو داره!

پی نوشت3:
این ها همه بخشی از موارد جالب و قابل توجه بودند و فقط مواردی بودند که در حین نوشتن یادم اومد....(شب دراز است و قلندر خوابش می آد امتحان عربی و کوییز زبان هم داره.)

پی نوشت4:
اگه مورد حائز اهمیتی رو جا گذاشتم یا دقت نکردم PLEASE اگه می دونستید به هم یادآوری کنید!!!

* ENGLISH:البته این دبیر درکلاس های مختلف و البته روزهای مختلف  رفتار خاصی داره. بعضی اوقات هم اخلاقش کاملا خوب و عادیه!بعضی از بچه ها می گن(دومی ها) پارسال این جوری نبوده شاید مشکلی داره!
به هرحال اگه هم این جوره انشالله مشکلش حل بشه!



*    ن.د:اجتماعی:
اگه پست رو دقیق خونده باشید حتما متوجه شده اید که راجع به این دبیر توضیح خاصّی نداده ام!
(زبونم لال فکر نکنید این دبیر مورد خاصی نداشته ها!!!)
وصف و شرح همه این دبیر ها یک پست و وصف خانم "د" یک پست دیگه است!!!
(تازه اگه  یک پست کافی باشه!!!! )
پس منتظر PART2 این  پست باشید....


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:39 توسط مص مص |
سیب ذوق کرد!
چاقو توی سیب را

سر برید

خون سیب

روی دست های تو چکید

هیچ کس ولی

خون سیب را ندید

     ****

در دهان تو

سیب ذوق کرد

از ته دلش

عجیب ذوق کرد

    ****

سیب تکه تکه شد

تمام شد ولی

شاد بود

مثل قطره ای که می رسد به رود

سیب سرخ

 رو سفید شد

او به آرزوی خود رسید

آخرش

 در دهان تو

شهید شد

از عرفان نظر آهاری

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:59 توسط درسا |
اندر احوالات دیر آپیدنم

سلام سلام سلام

حالتون خوبه؟ خوش می گذره با مدرسه ،دانشگاه؟ اول از همه باید یه معذرت خواهی اساسی به خاطره دیر آپ کردنم به شما و مخصوصا درسا و مص مص بکنم راستش یه دو هفته ای هست که می خوام آپ کنم اما چند روزی دست دست کردم تا اینکه یه دفعه کامپیوتر ترکید (نه دیگه تا اون حد که بترکه)به زبون ساده تر قاطی کرد و ویندوز بالا نمی اومد( لازم به ذکر است که این هم یادآوری کنم که در هنگام ترکیدن کامپیوتر بنده پاش نشسه بودمد اما اینم بگم که بنده مقصر نیستم) منم گذاشتم تا پدر گرام از خواب بیدار شده و مشکلش را حل کند که ایشان فرمودند(چقدر ادبی شد) که رایانه ی بنده(همون کامپیوتر خودمون) خراب شده و باید ویندوزش عوض بشه و این اتفاق مصادف با زمانی ست که پسر داییم رو ببینم و سی دی ویندوز رو ازش بگیرم که خوشبختانه یکی دو روز بعد داییم اینا رو دیدم و سی دی ویندوز رو ازش گرفتم(ویندوز خودمون XP بود سی دی XP و windows 7 رو گرفتم) خلاصه windows 7 روی کامپیوتر نصب شد و من خوشحال از اینکه کامپیوتر ویندوزش تغییر کرده و یکم کلاسش رفته بالا(هر چی به بابام میگم ارتقاش بده نمی ده).اما خبر نداشتم که این داستان سر دراز دارد خُب خلاصه بابام زنگ زد به هادی(پسر داییم (کامپیوتر می خونه و هر وقت کامپیوترمون مشکل پیدا می کنه بابام زنگ می زنه به اون)) که آقا چرا صدا نداره و تصویر کوچیکه و اینا که هادی گفت باید کارت گرافیک و صوت و نمیدونم چیو چی دوباره نصب شن و پدر گرام بنده هم فرمودند(دوباره رفتم تو فاز ادبی)بلد نیستم نصب کنمو باید بزاری تا هادی بیاد و از این حرفا

(من برم مسافران ببینم بیام بقیه ی داستانم رو تعریف کنم شما هم یه کم از دست اراجیف بنده راحت بشین)

(خُب تموم شد زیاد باهاش حال نمی کنم اما بهتر از هیچیه)

خب ادامش:از اونجایی که بنده قصد دارم رشته کامپیوتر(ترجیحاIT) برم سعی کردم خودم نصب کنم که موفق نشدم بابام هم سعی کرد که نشد در این مدت هم بنده اینترنت خونَم پایین اومده بود و نمی دونستم چی کار کنم واسه همین انقدر غر زدم تا بالاخره بابام زنگ زد به هادی و تلفنی درستش کرد اما چه فایده که کامپیتر اصل کاری(modem) رو تشخیص نمی داد و بنده هنوز نمی تونستم وصل شم همون شب قرار شد شب بیان مهمونی خونمون و من خوشحال که دیگه فرداش آپ می کنم اما بازم درست نشد که نشد فقط هادی یه اطلاعاتی به بابام داد که بره دانلودش کنه و من به خودم وعده دادم که لحظه ی دیدار و پایان فراق نزدیک است اما بازم نشد و چند روزی گذشت و من هی غر میزدم ، هی غر می زدم تا بابام زنگ زد به هادی که آقا بعد از دانشگاهت بیا و درستش کن که مرسا کشتم از بس غر زد تا شبش که اومد اول داشتم نا امید می شدم آخه گفت درست نمی شه و از این حرفا اما بعدش زنگ زد به اون یکی پسر داییم(خونشون نزدیک ماست)و گفت که اگه مودمشون رو نمی خوان بدن به ما(مال خودشونADSL ه)(می دونم الان کمتر کسی هست که از مودم استفاده کنه و همه اینترنت پرسرعت دارن مخصوصا مال اینجا(دانشگاه) که از بقیه اینترنت های ADSL اهواز می شه گفت پرسرعت تره(سرعت دانلودش 50kb/sec )حالا شهر های دیگه رو نمی دونم اما چیکار کنم هرچی به بابام اسرار می کنم نمی گیره و می گه خیلی می شینی پای کامپیوتر)و خلاصه مودم داییم اینا رو کامپیوتر خوند و بنده تونستم وصل شم(می گم کامپیوتر ما سطحش پایینه نگین نه) و حالا من در خدمت شما هستم

(برم دلنوازان شروع شد بعدش دوباره میام)

(خُب اینم تموم شد راستش این فیلم ها هم امسال مشکلی شدن واسه درس خوندن من  آخه من که از مدرسه میام بعد از ناهار و یکم استراحت یا پای کامپیوترم یا میگیرم می خوابم خلاصه انقدر لفتش می دم تا مسافران و بعد دلنوازان و بعدش هم شمس العماره شروع می شه و خلاصه من حدودا از ساعت ۱۰:۳۰ شروع می کنم به درس خوندن و ساعت ۱۱ الی ۱۲ هم بی حوصله می شم و ساعت ۱ می گیرم می خوابم نصف تکالیفم هم می مونه واسه زنگ تفریح)

راستش قبل از اینکه کامپیوتر خراب بشه می خواستم درباره ی یه چیزه دیگه صحبت کنم و قبل از این که این متن رو بنویسم هم یه متن دیگه رو در نظر داشتم اما به جای اون دو موضوع این چرت و پرتا رو نوشتم تا خسته شدم و این متن هم زیاد شد دیگه شرمندم اگه زیادی پرت و پلا گفتم قرار نبود بعد از این همه مدت که آپ می کنم اینطوری بشه

پ.ن:احساس می کنم خیلی وارد جزئیات شدم

پ.ن:راستی باید بگم من کلا آدم کم حرفیم نمی دونم امروز چرا انقدر حرف زدم

مهم نوشت:می بینی یادم رفت میلاد حضرت معصومه و روز دختر و به همه و مخصوصا دخترا و مخصوص تر به سه تفنگدار(یه کم خودمون رو تحویل بگیرم اشکالی داره؟)تبریک بگم. مدرسه ی ما که قربونش برم هیچ کاری برامون نکردم کادو هم یه چیزی بهمون داد که حتی روم نمی شه بگم چی بود صدرحمت به خودکارای راهنمایی

پ.ن:شمس العماره هم شروع شد

خُب دیگه بای

بعدا نوشت:دوباره که خوندمش دیدم زیاد هم بد نشده دیگه نمیدونم مهم نظر شماست

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:48 توسط مرسا |
چه جالب!!!!!!!!
یه وقت وحشت نکنیدها هکرنامحترم(خیلی جلوی خودم رو می گیرم که بحش (اشتباه شد بهش) فحش ندم) هرچی بود پاک کردهاما ما هنوز هستیم فقط ممکنه یه مدت پیدامون نشه

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 23:6 توسط مرسا |
مرسا گلی اومد.....
 

سلام ولگردای بلاگفا(وا..... بلا به دور چرا ناراحت شدی...)

من مرسا هستم

وبم نو بنیاده ( جل الخالق.... من این کلمه رو از کجا یاد گرفتم؟؟؟؟الله اعلم....)

بی خوابی زده بود به کلم زد به سرم وب درست کنم. آخه یکی نیست بگه نونت نبود...آبت نبود .... وب زدنت به چی بود......

اول راهی تنهام نذارین هااااااا...........................

شبتون البته حالا دیگه صبحتون بخیر

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 3:10 توسط مرسا

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ